تبلیغات
من و قلم


زندگی را تبدیل کنیم به مدرسه ای برای آموختن

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:



ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین

ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین


Admin Logo themebox

عشق

نوشته شده توسط:مصطفی
سه شنبه 12 تیر 1397-22:27

تو آن یک کلمه ای، عشق
تو آن یک کلمه ای، عشق، عشق، عشق
تو همه آن یک کلمه ای
روزهای دور و نزدیک همه از کنار هم با طعنه عبور می کنند
حتی شعرهایی که برای تو سروده شده اند 
همه به هم می بالند
من به تو می بالم که دوستت داشته ام عشق
من به خودم می بالم که دوستت خواهم داشت عشق
تو هر دو لحظه ی حس گریه و خنده با هم
در شب های تنهای جدایی هستی
آن شب های با هم بودن
آن سفرهای یک روزه
آن با هم آرمیدن های طولانی
آن شب های پر از بادهای سرد
آن آرامش های پر از حس زندگی
آن جدا شدن های پر از شوق رسیدن
آن رسیدن های تازه انگار بار اول
تو لحظه ای از افکارم دور نمی شوی
آن لحظات، آن کوچه باغ های باغ فردوس
آن شب های طولانی
آن نخوابیدن ها
آن آرزوهای در لحظه برآورده 
آن خدای مهربان عاشق
همه ارمغان توست
شعر بلد نیستم که اگر بودم بهترین هایم را برایت می سرودم



تاریخ آخرین ویرایش:----

خدا خداست

نوشته شده توسط:مصطفی
یکشنبه 27 خرداد 1397-16:28

خدای من فقط تو 

خدای من فقط مهربانیت
خدا بهترین است
خدا خداست...
چون او می داند
چون او تواناست
چون او یک حوض را از زمین پر از آب کرده
برای یک ماهی که صد سال بعد از آسمان می افتد
چون او مهربان است
چون او حال کوچه های بن بست را هم می پرسد
از انتهایی که گذری از آنجا نیست
خدای من خدای تو خدای مهربانیست
چون اهل دل است و حال عاشقان را می دانسته
زمانی که هنوز همدیگر را ندیده بودند
زمانی که هنوز دلی برای عاشق شدن نداشته بودند
خدا خداست...

---------------------------------------------------------------------
music: light of the seven-Ramin Djavadi


تاریخ آخرین ویرایش:----

تویی که انتخاب می کنی

نوشته شده توسط:مصطفی
چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397-13:13

من هرگز اون آدم خبیث و نامرد نبودم

من هرگز اون آدم زیرآب زن نبودم
من هرگز به مال کسی چشم داشت نداشتم
من حرمت نان و نمک را می دانستم
اما معادلات ما معادلات زمینی نیست
همه چیز برای وجودت می ارزید
تو همه معادلات را بر هم زدی
زندگی بدون حضورت رنگ ندارد
رویا چیست؟
رسیدن به یک زندگی پر از رنگ و لعاب؟
پر از پول و امکانات؟
یا یک عشق واقعی؟
یک عالمه موفقیت؟
یا یک عالمه آرامش؟
یک زندگی محافظه کار آبرومند تا آخرین روز پر از آرزوی بر دل؟
یا یک زندگی متهورانه بی آبرو اما برای دل خود؟
انتخاب تو چیست؟
انتخاب من توئی
اما الزاما همه انتخاب های تو به من منتهی نمیشه

----------------------------------------------------------------------
پ.ن 1: یک آهنگ برای همیشه برای ما میزند. دستم به تو هرگز نرسد ماه بلندم...
پ.ن 2: رفتن بهتر است... همه آلودگی است این ایام...
پ.ن 3: دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن ولی ندیدن بهتره از نبودنش



تاریخ آخرین ویرایش:----

شکل آب

نوشته شده توسط:مصطفی
جمعه 18 اسفند 1396-21:29


تو پرسیدی که من تنهام...
پس من فقط این را دارم که بگویم:
تو هرگز نخواهی فهمید که چقدر دوستت دارم
تو هرگز نخواهی فهمید که چقدر بهت اهمیت میدم
و اگه سعی کنم نمی تونم عشقم را از تو مخفی کنم
تو باید بدونی چون بهشت به من اینگونه گفت
تو رفتی و قلب من هم با تو رفت
من اسم تو را در تمام دعاهایم بردم
اگه راه دیگه ای هم برای اثبات عشقم به تو هست
قسم می خورم که راهش را بلد نیستم
تو هرگز نخواهی فهمید... اگر الان نفهمی

----------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن: ترجمه موسیقی ای در فیلم شکل آب


تاریخ آخرین ویرایش:----

عاشقی کن

نوشته شده توسط:مصطفی
یکشنبه 13 اسفند 1396-19:25

چرا باید غمگین باشم؟
چرا باید از اتفاقاتی که گذر کردم هراس داشته باشم؟
وقتی این بهترین حالتی است که می توانسته باشد
وقتی فکر می کنی که اگر صد بار برگردی مسیرت غیر از این نخواهد بود
وقتی عزیزترین روزهایت را مدیون آن زمان ها بوده ای
چرا با نگاهی حزن آلود بهشان بنگری
چرا نباید جزو مقدس ترین ها باشند
چرا نمیخواهی به آن روز بزرگ برگردی
آن روز که عشق در خالص ترین سطح حکم می کرد
برگرد و دوباره عاشقی کن
این بار هم پاک بباز همه ی آنچه که شاید اگر عاشق نمیشدی داشتی
این بار هم هزار باره بباز به بهای یک لحظه دیدار
صدبار بباز به عشق حس یک لحظه زندگی
به عشق یک بوسه
عاشق شو هر روز
عاشقی کن
و هیچگاه خودت را برای انسانی ترین رفتار عمرت سرزنش نکن
وقتی خدا هر لحظه نگهبان تو بود


تاریخ آخرین ویرایش:----

خالی

نوشته شده توسط:مصطفی
جمعه 4 اسفند 1396-18:48


چقدر خالی ام... چقدر جا گرفته بود دلخوشی ات
چقدر سرد تمام شد...
خوب شد بیرون نیامدی کوچه های آبی را ببینی
آبی آبی بودند... ســـــــــرد
انگار لحظه لحظه ی این سال ها را دوره می کردند
مردم نگاه می کردند به من
چشمانم اما فرار می کرد ازشان
...
چقدر عجیب بود زندگی مان
چه اتفاق شگرفی بودیم برای هم
بدون تو زندگی چقدر بی چیز و پست میشد
چقدر خالی میشد
...
هر روز به این چیزها به این روزهای احتمالی جدایی فکر می کردم
حدس می زدم که مال هم نمیشویم
ولی فکر نمی کردم اینقدر بعد از تو خالی بشوم
فکر نمی کردم آنقدر دلخوشی پشت یک اسم جا بشود
دیدی؟! آخرین حدسم هم درست بود
قرمزی چشمانت از آرایش نبود
همیشه با منی
همه ی وجودم


------------------------------------------
پ.ن: قول داده بودیم غصه نخوریم گریه نکنیم، من گریه کرده شدم :''(


تاریخ آخرین ویرایش:----

دلتنگ یعنی من

نوشته شده توسط:مصطفی
سه شنبه 19 دی 1396-18:26

زندگی چیست؟
آیا رازی در پس این شب و روز شدن هست؟
قصه ها برای مردم اتفاق نمی افتند
فیلم ها در زندگی ما جریان دارند
ما جزئی از آمارهای کذایی را می سازیم
چرا فکر می کنیم درام ها در زندگی دیگران رخ می دهد؟
چرا فکر می کنیم که دنیا دیگر داستانی برای تعریف کردن ندارد؟
چرا فکر می کنیم ما نیستیم آنهایی که به هم برخورد می کنند؟
آنهایی که ناگهان عاشق هم می شوند!
آنهایی که ناگهان دلتنگ هم می شوند!
شبیه کسانی که سال هاست هم را می شناسند!
آنهایی که چشم هایشان، لب هایشان هم را می خواند
در آغوش می گیرند



تاریخ آخرین ویرایش:----

پیدایش

نوشته شده توسط:مصطفی
جمعه 24 شهریور 1396-15:56


- اگه می تونستی تمام عمرت رو از اول تا آخر ببینی چیزی رو تغییر میدادی؟
+ شاید احساسم رو بیشتر به زبون می آوردم... می دونی؟ از وقتی که به یاد میارم چشمم به آسمون بود
و ستاره ها رو نگاه می کردم، می دونی چی منو بیشتر از همه شگفت زده کرد؟ دیدن اونها نبود، دیدن تو بود.

Arrival - 2016


تاریخ آخرین ویرایش:----



  • تعداد کل صفحات:29 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...