تبلیغات
من و قلم - مرگ تدریجی


زندگی را تبدیل کنیم به مدرسه ای برای آموختن

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:



ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین

ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین


Admin Logo themebox

مرگ تدریجی

نوشته شده توسط:مصطفی
شنبه 4 آذر 1391-02:14


مثل همان قورباغه ای که آرام آرام آب پز میشود و متوجه بالا رفتن تدریجی دمای آب نمیشود، داریم نسبت به همه چیز بی تفاوت میشویم. حسین برایمان شده غذای نذری، چشم و هم چشمی، سیستم صوتی، فشن محرم. اینجا دخترها به بهانه ی محرم تا پاسی از شب بیرون می مانند بدون اینکه بخواهند مثل شب های دیگر سال جواب پس بدهند. پسرها می روند به دنبال هر عیاشی ای که دلشان خواست و باز هم بهانه محرم است. هیئت هامان چند برابر شده اما سینه زن و زنجیرزن ندارند. همه یا دارند می خوانند یا دارند می نوازند یا تماشاگرند این می شود کنسرت محرم. گروهی هنوز درگیر زور بازو و بلند کردن چند کیلو بیشترند و اینکه بیایند خودی نشان بدهند عکسی بگیرند و بعد مخی بزنند. گروهی راهپیمایی می کنند، شماره ای، گذری، متلکی به دور از چشم های پاینده همیشگی. مداحان حالا مدیر برنامه دارند و مثل گذشته خشک و خالی مراسم نمی روند. دور دور کردن ها را باید بیایی ببینی. درگیر این مرگ تدریجی هستیم در حالی که همه مراقب اند یک وقت حرف سیاسی رد و بدل نشود، گروهی تشکیل نشود، چیزی نگویند. حسین که روزی فکر و ذکرمان بود حالا تنها به گوشه ی تقویم پاییزی مان گیر کرده و دارد همان را هم از دست می دهد و تا هنگامی که داخل معرکه آرام آرام داریم از بین می رویم متوجه نیستیم، زمانی می فهمیم که دیر شده است.

------------------------------------------------------------
پ.ن: خودم هم دوست ندارم اینقدر اعتراض کنم، ولی چه کنم! فرقی نداره وقتی ندونی و نبینی، غصه ات می گیره وقتی می دونی و می بینی!


تاریخ آخرین ویرایش:----