تبلیغات
من و قلم - اگر زمان برمی گشت


زندگی را تبدیل کنیم به مدرسه ای برای آموختن

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:



ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین

ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین


Admin Logo themebox

اگر زمان برمی گشت

نوشته شده توسط:مصطفی
دوشنبه 22 مهر 1392-21:19

یک روزی من مطلبی گذاشتم درباره کارشناسی ارشد و مضراتش برای همنسلان خودم و عدم لزوم ادامه تحصیل، الان فکر می کنم کار درستی بوده و اصولا تصمیمی که با تحقیق و مشورت زیاد صورت می گیرد محال است به شکست بخورد. البته هر نسخه ای برای هر زمانی جواب نمی دهد اما برای هر زمانی می بایست نسخه مربوطه را استنتاج کرد.
امروز اگر به سال 85 برمی گشتم اولین کاری که می کردم بعد از اینکه رشته و شهر مورد علاقه ام را قبول نشدم بدون هیچگونه فوت وقت می رفتم خدمت و 18 ماه بعد یعنی تقریبا عید سال 87 تمام می کردم. برای شهریور می توانستم باز در دانشگاه باشم و در رشته و شهر مورد علاقه ام ادامه تحصیل بدهم. در صورتیکه یادم می آید همان موقع صحبت از خدمت شد و من عزا گرفتم که نروم شاید فرجی بشود! واقعا انسان به آنچه که به صلاحش است کاملا نادان است. آن موقع شاید صلاح بود بروم خدمت و من به زور رفتم دانشگاه. نتیجه اش شد 5 سال تحصیل؛ که آخر هم نفهمیدیم به دنبال چه چیز بودیم و هر بار آمدیم حرکتی جدی بکنیم کمی اوج بگیریم همان خدمتی که نرفته بودیم دست و بالمان را بست.
آن زمان تازه تافل گرفته بودم اگر زمان برمی گشت به محض ورود به دانشگاه به سرعت مقاله می دادم و سعی می کردم جذب یکی از دانشگاه های آنور آبی شوم. آن سالها وضع کشورهای خارجی هم بهتر از الان بود استرالیا به راحتی ویزای اقامت می داد و دانشگاه های آمریکا، انگلیس و کانادا بسیار فعال بودند. حتی اگر خارج هم نمی رفتم چون شر خدمت کم شده بود می توانستم به شغل حین تحصیل؛ استخدام و حتی ازدواج هم فکر کنم. بعد از کارشناسی برای مقاطع بالاتر سدی به اسم خدمت نبود و به نظرم یکی از اساتید آموزشی مان درست گفت که خدمت مثل غده ای چرکین شبیه کوهی از گندآب جلوی راحتان بوده و هست و هرچه بیشتر طول اش بدهید باید بیشتر با آن بسازید و بزرگ تر و بزرگ تر می شود. پریدن و دور زدنی هم در کار نیست؛ یک زمانی به این نتیجه می رسید که باید آن را ترکاند و برای همیشه از آن رد شد آن زمان هر چه زودتر باشد بهتر است.
در این صورت اگر تنها همین اشتباه استراتژیک را در زندگی نمی کردم الان یا در یک شرکت معتبر داخلی کار می کردم و همزمان داشتم ارشد می خواندم یا در یکی از دانشگاه های خارجی مشغول تحصیل بودم و همزمان اقامت آن کشور خارجی را هم داشتم. شاید اینها به نظر خیال بافی های یک ذهن بلند پرواز بیشتر نباشد اما برای من مثل روز روشن است که کمترین کاری که می کردم اینها بود. حداقلش این بود که همین اعتماد به نفس آن موقع بیشتر به کارم می آمد.


تاریخ آخرین ویرایش:----