تبلیغات
من و قلم - دیز دیز


زندگی را تبدیل کنیم به مدرسه ای برای آموختن

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:



ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین

ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین


Admin Logo themebox

دیز دیز

نوشته شده توسط:مصطفی
جمعه 1 آذر 1392-00:22

>>آخر هم خدمت شد همان 21 ماه و ماندیم. مهم نیست ... مهم نیست خیلی ها سر 17 ماه هم زاییدند
>>معتقدم سختی ها از یکجا به بعد تقاص اعمال دیگری هستند، شاید این 4 ماه اضافه خدمت هم همان تقاص باشد... در این فکرم که چرا این همه سرباز به پای من سوختند!
>>شروع کردم برای ارشد می خوانم؛ فکر کن! خنده دار است؛ وسط خدمت من کتاب و جزوه می برم می آورم. اگر بیرون بودم نمی خواندم. شاید بخاطر این است که گیر کرده ام اینجا و هیچ مفری نیست. دنیای وارونه است دیگر! 
>>زمان دارد خیلی تند می گذرد منی که آخر خدمتم است دارم این حرف را می زنم شما دیگر حسابش را بکن. شاید بخاطر بند بالا باشد. 
>>رئیس 5 دقیقه یک بار بر میگردد می گوید: "واقعا داری می ری؟" دلم می خواهد بگویم: "آره، بسه دیگه هر چی استثمار شدیم". منتظرم ببینم جای خالی من را چه کسی برایش پر می کند! (پ.ن. ولی چه فرقی دارد آن روزها که رفتند برنمی گردند)
>>یک بنده ی خدا سر راهمان می آید صبح به صبح نمی دانم شاید من سر راهش می روم ولی نمی داند به چه دیوانه ای دل خوش کرده!

----------------------------------------------
پ.ن: عنوان اشاره به عبارت بیگانه اما آشنای These Days دارد.


تاریخ آخرین ویرایش:----