تبلیغات
من و قلم - راز


زندگی را تبدیل کنیم به مدرسه ای برای آموختن

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:



ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین

ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین


Admin Logo themebox

راز

نوشته شده توسط:مصطفی
سه شنبه 17 دی 1392-17:30

هر وقت در خدمت از همه جا ناامید می شدم نگاهم به آسمان بود و خیالم راحت میشد که کسی دارد نگاهم می کند، دلش به حالم از همه بیشتر می سوزد، حواسش به من هست و فکر منافعم بیشتر از خودم و از زیر و بم من خبر دارد و نخواهد گذاشت که بلایی بزرگتر از آنچه که توانش را دارم سرم بیاید و می داند حد توانم کجاست باز هم بهتر از خودم. پس رو به آسمان می گفتم: هر آنچه تو بخواهی که اگر تو بخواهی چه کسی می خواهد "نه" بگوید و اگر تو نخواهی چه کسی می تواند موافقت کند. ناظر همیشگی و کسی که از احوالات مان کاملا باخبر است. و من در عجبم که باز چرا ما همه چیز را به او نمی سپاریم. ما با تمام بندهای بالا موافقیم و باز هم تسلیم خواسته هایش نمی شویم. خوشحالم که چنین همراهی را در طول یکی از سخت ترین دوران زندگی ام داشتم و حقا که هر لطفی که به من داشتند از عنایت او و هر بلایی که سرم آمد از حکمت بی کرانش سرچشمه می گرفت و به نامش قسم که بزرگترین و عزیزترین است برای من. 
خدایا آنی مرا به حال خودم وامگذار! 


تاریخ آخرین ویرایش:----