زندگی را تبدیل کنیم به مدرسه ای برای آموختن

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:



ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین

ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین


Admin Logo themebox

خوابم میاد

نوشته شده توسط:مصطفی
جمعه 29 فروردین 1393-12:37

یک خوابی هست هر چند وقت یکبار می بینم یعنی اگر دقیق بخواهم شرح اش بدهم یک رفتار است در خواب که خودم کشف کرده ام. به یکی از قوانین خواب هایم تبدیل شده و از روی عادت چند وقت یکبار این کار را انجام می دهم. لذت اش وصف ناپذیر است اما دیشب در این لذت زیاده روی کردم. اولین بار که متوجه شدم این قابلیت را دارم سالیان دور بود. روی پنجره ی اتاقم ایستاده بودم  و به دستانم دو بال بزرگ وصل کرده بودم. خانه ما در طبقات فوقانی بود و من از آن ارتفاع پریدم. هنوز سقوط کاملا شکل نگرفته بود که دست هایم را حرکت دادم و به همین شکل بر فراز محله مان پرواز کردم و به هر کجا که می خواستم پرواز می کردم. اما نه پروازی شبیه به پرندگان بلکه دست هایم را کنار بدنم از بالا به پایین با شتاب حرکت می دادم و این کار باعث می شد من رو به جلو ارتفاع بگیرم و مثل یک پرنده پرواز کنم. گذشت و این خواب هر بار به نوعی تکرار میشد. در خواب های بعدی متوجه شدم نیازی به پریدن از یک ارتفاع نیست بلکه حتی از روی زمین می توانم عمودی به سمت بالا اوج بگیرم. فقط کافی بود اراده کنم و دستانم را کنار بدنم تکان دهم. اما معمولا تا یک ارتفاع معینی بیشتر نمی شد بالا رفت. 
دیشب خواب دیدم همه دوست و آشنا در یک فضای باز بودیم. نمی دانم چه شد من این حرکت را زدم و ملت دهانشان باز مانده بود. اندکی که بالا رفتم همه شروع کردند به تشویق. من از ابرها هم بالا زدم صدای هیاهو محو شد. دیگر بخاطر بقیه نبود که بالا می رفتم دوست داشتم بدانم آخرش کجاست! با قدرت تمام بال می زدم. حالا تبدیل به یک نقطه شده بودم و هر چه بالاتر می رفتم زمین محوتر می شد. تا یادم نرفته بگویم این صحنه ها بقدری واقعی است که با واقعیت هیچ فرقی ندارد و زمین، واقعا شبیه به آنجایی است که من از آنجا بالا می روم با تمام جزئیات. من آنقدر بالا رفتم که می توانستم به راحتی دریای خزر را مشاهده کنم. کمی که بالاتر رفتم در سرم احساس سنگینی کردم فهمیدم نمی توانم بالاتر بروم. از طرفی اولین بار بود تا آن ارتفاع می رفتم و ترس از آن ارتفاع مهیب باعث شد دیگر بالاتر نروم.  آرام آرام خودم را به زمین رساندم و از تجربه ی آن ارتفاع هر چه گفتم کسی باورش نشد.
اگر داستان بود آخرش را یکجور جمع می کردم همه تان لذت ببرید اما اصلا داستان نیست. این یک خواب است که بسیار هم بهتر از واقعیت است. رضا عطاران در ابتدای فیلم "خوابم میاد" می گوید: "اگه از من بپرسی خواب رو بیشتر دوست داری یا بیداری حتما میگم خواب، خواب چیز عجیبیه واقعا خوبه یه جوریه، انگار هم هستی هم نیستی این بی فکری و بی وزنی توی خوابو که چیزی از دور و برت نمی فهمی رو با هیچ چی توی دنیا عوض نمی کنم! با همه ی این حرفا من بازم خوابو بیشتر از بیداری دوست دارم، ولی کاریش نمیشه کرد، باید بیدار شیم، مشکل منم همیشه درست از همین جا شروع میشه وقتی چشامو باز می کنم وقتی متوجه میشم هنوز زنده ام دوباره تنها مجبورم ادامه بدم و چیزی هم راضی ام نمی کنه"


تاریخ آخرین ویرایش:----