تبلیغات
من و قلم - ایمان


زندگی را تبدیل کنیم به مدرسه ای برای آموختن

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:



ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین

ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین


Admin Logo themebox

ایمان

نوشته شده توسط:مصطفی
یکشنبه 29 تیر 1393-23:14

همیشه واسم سوال بود چرا یه کسی که مسیحی بوده دو روزه مسلمون شده فرضا یه مشکلی پیش میاد واسش؛ میره حرم امام رضا یا متوسل میشه به امام زمان، از در حرم وارد نشده یا دهان اش رو باز نکرده جواب می گیره و مشکل اش برطرف میشه. ولی شیعیان با وجود سال ها توسل و توکل، وقتی مشکلی براشون پیش میاد به این سادگی ها، دری واسشون باز نمیشه! بالاخره اگه به اولویت هم باشه ماها قدیمی تر و صمیمی تر هستیم و باید به نزدیکترها بیشتر توجه بشه. سال ها این سوال گوشه ذهنم بود. تا اینکه یه مشکل جدی برام پیش اومد طوری که از همه جا نا امید شدم. خیلی صداشون کردم ولی خبری نشد. من کسی بودم بخاطر اتفاقاتی که توی خدمت برام رخ داده بود و بعدا فهمیده بودم به صلاح ام بوده، همیشه می گفتم: "خدایا دیگه هر طوری برام مقدر کنی من مطیع هستم و هیچ حرفی روی حرفت نمی زنم" اما اینقدر ناامیدی ام زیاد شد و مشکل طول کشید که بریدم. و پشت بند نا امیدی همیشه یه کفری هست توی این مایه ها: "اگه کسی بود قطعا صدای من رو می شنید!" یا "اگه ما بر حق بودیم باید جواب مون رو می دادن و کمک مون می کردن!" 

اول از همه باید بدونیم در ازای چار دفعه اطاعت مون متوقع هستیم یا نه! اگه متوقع بودیم اون اطاعت پشیزی ارزش نداره. دوما باید بفهمیم این ایمان خودمونه یا ایمان پدر و مادرمونه؟! اگه ایمان خودمون نیست همون بهتر به کفر تبدیل بشه. مطمئنا کسایی که بغض در این مسیر نداشته باشند همواره هدایت میشن. سوم هم اینکه قبلا هم گفته ام: خدا قرار نیست نشونه ای واضح به کسی نشون بده. اصلا سنت اش این نیست. سوره مائده یه داستان جالب داره. یه روزی حواریون به عیسی میگن: عیسی یه سفره ی بهشتی برامون درخواست کن. عیسی هم درخواست می کنه! اما خدا اتمام حجت می کنه چرا که فرستادن اون مائده قطعا کاری برای خدا نداره اما میگه: بدونید وقتی چنین نشونه ای براتون اومد اون وقت دیگه مثل بقیه باهاتون حساب کتاب نمیشه ها! حالا ما با خواستن یه نشونه به این بزرگی به تنها کسی که داریم ظلم می کنیم خودمون هستیم. نشونه می خواهیم اما خدا می خواد یکبار برای همیشه تکلیف مون با خودمون معلوم بشه. چقدر به غیب اش ایمان داریم؟ غیب یعنی چیزی که خبری نداریم ازش. یعنی چقدر به همین کمک نکردن اش ایمان داریم؟ خدا رو شکر مدتی بیشتر از این عصبانیت ام نگذشته بود که وقتی نشستم منطقی فکر کردم، به این نتیجه رسیدم و نت زیر رو نوشتم: 
 "بعضی موقع ها واقعا نمیشه، ولی نباس بخاطرش به همه چی لگد زد."

اینجوری خدا میخواد نشون بده چقدر پاش می ایستیم؟ یا فقط بند این هستیم که فلان چیز رو بهمون نده یا فلان چیز رو ازمون بگیره. همه اش میگیم دنیا واسه ما خیلی بی ارزشه! و خدا لحظه ای میاد و این چیز بی ارزش رو از ما دور می کنه. اما مثل بند ناف چسبیدیم بهش و داریم دروغ میگیم. دروغ میگیم که ایمان داریم. ما رو قطعا امتحان می کنه. ببینه واسه دنیامون می خواهیم اش یا نه! چقدر به غیب اش ایمان داریم! 
آیا مردمان گمان برده‌اند همین که بگویند ایمان آورده‌ایم به حال خود رها می‌شوند و ایشان آزمایش نمی‌گردند؟ ما کسانی را که قبل از ایشان بوده‌اند آزمایش کرده‌ایم، آخر باید خدا بداند چه کسانی راست می‌گویند، و چه کسانی دروغ می‌گویند. (عنکبوت/آیه 2 و 3)



تاریخ آخرین ویرایش:----