تبلیغات
من و قلم - روانشناسی هجو


زندگی را تبدیل کنیم به مدرسه ای برای آموختن

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:



ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین

ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین


Admin Logo themebox

روانشناسی هجو

نوشته شده توسط:مصطفی
پنجشنبه 13 آذر 1393-23:49

یک سری به لینک هایم زدم اکثرشان دیگر نمی نویسند. انگار فقط منم. و این یک حس ترسناک است. مگر نوشتن اینکه هنوز هستید چقدر سختی دارد. یک دوستی داشتم هر بار که مطلب می گذاشت با این جمله شروع می کرد: "باز نمی دانم چه بنویسم..." بعد کلی چرت و پرت می نوشت. آخر هم البته تعطیل کرد. من هم خیلی اوقات به فکر این افتادم که کافیست و تعطیل اش کنم برود ولی دیدم بعدش چه؟ وبلاگی که به کسی کاری ندارد و کسی هم به آن کاری ندارد چرا باید تعطیل بشود. اتفاقا دست آدم هم بازتر است. برای من همیشه مخاطب ها مهم بوده اند اما اول از همه برای خودم می نویسم و بارها برایم اثبات شده که اگر از نوشته ای خوشم بیاید همه خوششان خواهد آمد و اگر چیزی خودم را بخنداند همه خواهند خندید. یکی از دوستان می گفت: خیلی شوخی می کنی. گفتم: اینها چیزهایی هستند که ابتدا من را می خندانند. انگار کسی یا چیزی از درون دارد برایم جوک تعریف می کند یا تیکه می پراند. قطعا اگر آن را با صدای بلند به شما نگویم و بی جهت بزنم زیر خنده شما به عقل من شک خواهید کرد و ترجیح می دهم بگویید خیلی شوخی می کند تا بگویید دیوانه شده. 
به هر حال دور نشویم از موضوع، من عشقم این است که چیزی را نهادینه کنم. مال خود کنم. سبک من بشود. اوه چقدر ساده دارم اعتراف می کنم. ولی از انسانی که هیچ وقت برای عادت هایش اعتراف نکرده شما هم نشنیده بگیرید. منظورم آنقدرها هم حاد نیست. منظورم همین وبلاگ است. دوست دارم نیمه راه و مقطعی رها نشود. اگر نمی توانم کار بزرگی را یک شبه انجام دهم سعی می کنم کار کوچکی را در شب های نامحدودی انجام بدهم. یاد یک دوست دیگر افتادم که همین جمله را درباره چرایی عدم ازدواجش تا 35 سالگی بکار می برد. بگذریم... من قالب همیشگی وبلاگم، بک گراند گوشی ام و هزاران چیز تکراری خودم را در عین کهنگی دوست دارم. شاید از علاقه به اصالت نشات بگیرد. راستش از اصالت هم خوشم می آید. البته گهگاه حوصله اطرافیان را هم سر می برم. ولی این نوشتن مداوم را دوست دارم. دوست دارم وبلاگ به سمت کهنگی و اصالت برود. حالا بیایید بگویید صرف قدیمی بودن اصالت نمی آورد. من هم دلیل بهتری می آورم: انگار موجودی را اینجا به دنیا آورده ام و هر بار که با نهایت وسواس مطلبی اضافه می کنم دارم برگه ای به تاریخ آن و اعتباری به بودن اش می بخشم و از این سخاوت بیشتر از گذاشتن یک مطلب صرف، لذت می برم. شاید این نوشته بیشتر به درد دانشجویی بخورد که دارد روی روانشناسی وبلاگ نویسی تحقیقات می کند. ولی برای خودم هم جالب بود دلایل رسیدن وبلاگم به چهارمین سالگرد افتتاح اش. فکر نمی کردم اینقدر به تصمیم هایم وفادار باشم. اوه صفت وفادار را بیشتر دوست دارم. می گذارم کنار اصالت. چه آش خوشمزه ای شد. چار سالگی ات مبارک مان.


تاریخ آخرین ویرایش:----