تبلیغات
من و قلم - مطالب اسفند 1394


زندگی را تبدیل کنیم به مدرسه ای برای آموختن

درباره وبلاگ:


آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها :


پیوندهای روزانه:



ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین

ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین


Admin Logo themebox

برای ارحم الراحمین

نوشته شده توسط:مصطفی
شنبه 29 اسفند 1394-20:38

من یک سوال دارم! اگر شما با تلسکوپی قوی به آسمان نگاه کنید و بخشی از آن را ببینید قاعدتا احساس می کنید کلی ستاره برای ما قرار داده اند. حال اگر تلسکوپی قوی تر با میدان دیدی بیشتر انتخاب کنید و نگاه کنید و باز آنسوی این ستاره های همیشگی باز هم ستاره و کهکشان بیابید احتمالا کمی کنجکاو می شوید که این همه عمق برای چیست یا تا کجا ادامه دارد. حال اگر شما را به فضا بفرستند و آنجا در اطراف خود هزاران هزار ستاره و کهکشان بیابید چه احساسی خواهید داشت؟؟؟ تصور کنید...
آنجا احساس شما تقریبا این خواهد بود: " اینجا گویا لایتناهی است و ما هیچ چیز قابل اعتنایی در این بین نیستیم شاید از بخشی از این لایتناهی داریم بهره می گیریم اما ما کجا و این وسعت کجا... "

روی زمین هم البته می توانستید این را دریابید ولی احتمالا نیاز داشت خیلی خیلی کنجکاو بشوید. من امروز خیلی خیلی کنجکاو شدم و دریافتم که رحمت خداوند همانند کاینات، لایتناهی است. و حسم شبیه به آن کسی است که واقعا حقایقی را دریافته و نمی تواند تشریح کند تقریبا مانند کسی که بین تمام ستارگان قرار گرفته ولی میخواهد به کسانی که روی زمین هستند توضیح بدهد. ما انسان ها گناه می کنیم یعنی حق ماست که اصلا نگذارند رحمتی ببینیم اما اتفاقا چنان نزدیک به ما نشانه می گذارد که لحظه ای از جای می پری و اگر در اوج گناه به سمت اش بروی و لحظه ای برگردی و بخوانی اش، ناگهان تا رگ گردن به تو نزدیک می شود و خودش را با یک دنیا رحمت به تو نشان می دهد. مشکل اینجاست که ایستاده ایم ما را به فضا ببرند...
خدایا کاش کمی آسان می گرفتی... 


تاریخ آخرین ویرایش:----

دم عید

نوشته شده توسط:مصطفی
جمعه 21 اسفند 1394-14:06

امروز جمعه است، آخرین جمعه سال 94 و من برعکس تمام جمعه های سختی که گذشت، خیلی خوشحالم. حالم خوبه. تونستم همه چیز رو تلافی کنم. تونستم یک بار هم که شده جلوتر از زمان حرکت کنم. تونستم یک بار نذارم زمان برام تصمیم گیری کنه. به یه سری از اهداف که امسال عید گذاشته بودم رسیدم و خیلی فراتر از اونها هم در لحظه تصمیم گرفتم و حرکت کردم. دیگه قرار نیست غصه چیزی رو که کنترل اش دستم نیست رو بخورم. اگر چه مسیر پیش رو بسیار سخته ولی خب چی سخت نیست؟!!
دوست دارم حالا که همه چی اوکی شده بیش از پیش توانایی هام رو نشون بدم. حالا که فهمیدم برای چی اومدم به این دنیا و باید چکار بکنم تمام انرژی ام رو بذارم. حتی شده از فراغتم بزنم. موفقیت تنها و تنها مدیون سختی ها و رنج هاست. مدیون زدن از تفریحات و شادی هاست. بعد از هر سختی و موفقیت تو به شخصی قابل احترام تبدیل میشی. این احترام، احترامی هست که در مقابل یک انسانی می گذارند که تونسته کم نیاره و از خیلی چیزاش برای هدفش بگذره و اینها هیچکدوم شانس نیست. 
امسال با غم شروع شد با یه نارضایتی عمیق درباره کارم اما بعدش نشستم و برنامه ریزی کردم و باهاش جلو رفتم. یکی یکی همه چیز رو درست کردم. رسیدم به اینجا که یک هفته مونده به پایان سال... حالا خیلی چیزا رو عوض کردم. خدا کنه همینطور خوشحال تموم شه...


تاریخ آخرین ویرایش:----